inzendieren

Aussprache: /ɪnt͡sɛnˈdiːrən/
Worttrennung: in·zen·die·ren
فعل

آتش زدن، به آتش کشیدن؛ برانگیختن، ایجاد کردن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) inzendieren

به طور عمدی و با هدف تخریب یا ایجاد خسارت، چیزی را به آتش کشیدن یا سوزاندن؛ آتش زدن عمدی (کاربرد در متون حقوقی، تاریخی یا ادبی).

  • Die Aufständischen drohten, das Regierungsgebäude zu inzendieren, falls ihre Forderungen nicht erfüllt würden.شورشگران تهدید کردند که اگر خواسته‌هایشان برآورده نشود، ساختمان دولتی را به آتش خواهند کشید.
  • Der Täter wurde des Brandstiftungsdelikts überführt, indem er vorsätzlich ein historisches Denkmal inzendierte.مجرم به دلیل آتش زدن عمدی یک بنای تاریخی، به جرم آتش‌سوزی مجرم شناخته شد.