irre
۱. دیوانه، مجنون ۲. فوقالعاده، عالی، باورنکردنی
Beispiele
- Sie hat zu viele Drogen genommen und ist davon ''irre'' geworden.او بیش از حد مواد مخدر مصرف کرده بود و از آن دیوانه شد.
- Der neue Film von Lucas ist einfach ''irre.فیلم جدید لوکاس واقعاً فوقالعاده است.
- Die Fete war ein ''irrer'' Erfolg.مهمانی یک موفقیت باورنکردنی بود.
- Das ist jetzt ''irre'' wichtig für mich!این الان برای من فوقالعاده مهم است!