irre

Aussprache: /ˈɪʁə/
Wortzerlegung: ir·re
صفت

۱. دیوانه، مجنون ۲. فوق‌العاده، عالی، باورنکردنی

Beispiele

  • Sie hat zu viele Drogen genommen und ist davon ''irre'' geworden.او بیش از حد مواد مخدر مصرف کرده بود و از آن دیوانه شد.
  • Der neue Film von Lucas ist einfach ''irre.فیلم جدید لوکاس واقعاً فوق‌العاده است.
  • Die Fete war ein ''irrer'' Erfolg.مهمانی یک موفقیت باورنکردنی بود.
  • Das ist jetzt ''irre'' wichtig für mich!این الان برای من فوق‌العاده مهم است!