irredentistisch

Aussprache: /ɪʁɛdɛnˈtɪstɪʃ/
Worttrennung: ir·re·den·tis·tisch
صفت

ایردنتسیستی / تجزیه‌طلبانه

Bedeutungen

1

مربوط به یا بیانگر ایدئولوژی ایردنتسمو (Irredentismus)، که هدف آن الحاق مناطق هم‌زبان یا هم‌فرهنگ به کشور مادری است، اغلب با ادعاهای تاریخی یا قومی. این صفت معمولاً بار معنایی منفی یا سیاسی دارد و به سیاست‌های تجزیه‌طلبانه اشاره می‌کند.

  • Die Regierung wurde beschuldigt, irredentistische Bestrebungen zu fördern.دولت به ترویج تلاش‌های تجزیه‌طلبانه متهم شد.
  • Solche irredentistischen Forderungen können zu internationalen Spannungen führen.چنین ادعاهای تجزیه‌طلبانه‌ای می‌تواند منجر به تنش‌های بین‌المللی شود.
  • Die nationalistische Bewegung verfolgte eine klar irredentistische Politik.جنبش ملی‌گرا سیاست آشکاری را دنبال می‌کرد که خواهان الحاق مناطق دیگر بود.