irreführen

Aussprache: /ˈɪʁəˌfyːʁən/
Wortzerlegung: ir·re·füh·ren
فعل

گمراه کردن، به اشتباه انداختن

Beispiele

  • Diese Karte wird mich ''irreführen!این نقشه مرا گمراه خواهد کرد!

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را به اشتباه انداختن یا اطلاعات غلط دادن تا مسیر یا تصمیم اشتباهی بگیرد؛ گمراه کردن، فریب دادن.

  • Die Werbung soll die Verbraucher irreführen.این تبلیغات قصد دارد مصرف‌کنندگان را گمراه کند.
  • Er hat versucht, die Polizei irrezuführen.او سعی کرد پلیس را گمراه کند.