irreführen
گمراه کردن، به اشتباه انداختن
Beispiele
- Diese Karte wird mich ''irreführen!این نقشه مرا گمراه خواهد کرد!
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را به اشتباه انداختن یا اطلاعات غلط دادن تا مسیر یا تصمیم اشتباهی بگیرد؛ گمراه کردن، فریب دادن.
- Die Werbung soll die Verbraucher irreführen.این تبلیغات قصد دارد مصرفکنندگان را گمراه کند.
- Er hat versucht, die Polizei irrezuführen.او سعی کرد پلیس را گمراه کند.