فعل
اشتباه کردن، در اشتباه بودن، سرگردان بودن
معانی و تعاریف irren:
- در مورد چیزی اشتباه کردن یا نظر نادرستی داشتن.
- بدون هدف مشخصی پرسه زدن یا گم شدن (بیشتر ادبی).
جملات نمونه برای irren:
Ich dachte, die Erde sei eine Scheibe, doch ich ''irrte.''
فکر میکردم زمین مسطح است، اما «اشتباه میکردم».
Wenn Du glaubst, dass ich diesen Vertrag unterschreibe, ''irrst'' Du Dich.
اگر فکر میکنی که من این قرارداد را امضا میکنم، «در اشتباهی».
Sie ''irren,'' Herr Bleibein!
«اشتباه میکنید»، آقای بلایباین!