irrtümlich

Aussprache: /ˈɪʁtʏmlɪç/
Worttrennung: irr·tüm·lich
صفت

اشتباهاً، به اشتباه، سهواً

Bedeutungen

1

ناشی از خطا یا اشتباه؛ به صورت سهوی و بدون قصد قبلی.

  • Ich habe irrtümlich die falsche E-Mail gesendet.من به اشتباه ایمیل اشتباهی را ارسال کردم.
  • Die Zahlung wurde irrtümlich auf ein anderes Konto überwiesen.پرداخت به اشتباه به حساب دیگری منتقل شد.
  • Er hat irrtümlich angenommen, dass die Besprechung heute stattfindet.او به اشتباه تصور کرد که جلسه امروز برگزار می‌شود.