irrtümlich
اشتباهاً، به اشتباه، سهواً
Bedeutungen
1
ناشی از خطا یا اشتباه؛ به صورت سهوی و بدون قصد قبلی.
- Ich habe irrtümlich die falsche E-Mail gesendet.من به اشتباه ایمیل اشتباهی را ارسال کردم.
- Die Zahlung wurde irrtümlich auf ein anderes Konto überwiesen.پرداخت به اشتباه به حساب دیگری منتقل شد.
- Er hat irrtümlich angenommen, dass die Besprechung heute stattfindet.او به اشتباه تصور کرد که جلسه امروز برگزار میشود.