ischämisch

Aussprache: /ɪˈʃɛːmɪʃ/
Worttrennung: ischämisch
صفت

ایسکمیک، کم‌خون، مربوط به ایسکمی

Bedeutungen

1

ناشی از ایسکمی، یعنی کاهش یا قطع جریان خون به یک بافت یا اندام، که منجر به کمبود اکسیژن می‌شود.

  • Der Arzt diagnostizierte einen ischämischen Schlaganfall.پزشک سکته مغزی ایسکمیک را تشخیص داد.
  • Ischämische Herzerkrankungen sind weit verbreitet.بیماری‌های ایسکمیک قلبی شایع هستند.
  • Die Durchblutungsstörung führte zu ischämischen Schmerzen.اختلال گردش خون منجر به دردهای ایسکمیک شد.