isolieren
ایزوله کردن، جدا کردن، عایقبندی کردن
Beispiele
- Sie leben hier seit Jahrhunderten ''isoliert'' von der Außenwelt.آنها قرنهاست که اینجا جدا از دنیای بیرون زندگی میکنند.
- Müller ''isolierte'' das Virus zuerst aus Schweineleber.مولر ابتدا ویروس را از کبد خوک جدا کرد.
- Das Kabel ist gut ''isoliert.کابل به خوبی عایقبندی شده است.
- Die Häuser aus der Nachkriegszeit sind schlecht ''isoliert'' (eigentlich 'schlecht gedämmt').خانههای دوران پس از جنگ به خوبی عایقبندی نشدهاند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از محیط اطرافش جدا کردن تا از تأثیرات خارجی محافظت شود یا ارتباطش قطع شود؛ عایق بندی کردن.
- Man muss das Kabel gut isolieren.باید کابل را خوب عایق بندی کرد.
- Das Haus ist gut gegen Kälte isoliert.خانه به خوبی در برابر سرما عایق بندی شده است.
2
Akkusativ
کسی را از دیگران جدا کردن یا ارتباطش را با جامعه قطع کردن.
- Der Patient wurde isoliert, um eine Ansteckung zu vermeiden.بیمار ایزوله شد تا از سرایت بیماری جلوگیری شود.
- Sie fühlte sich von ihren Kollegen isoliert.او احساس میکرد از همکارانش جدا افتاده است.