isolieren

Aussprache: /izoˈliːrən/
Wortzerlegung: iso·lie·ren
فعل

ایزوله کردن، جدا کردن، عایق‌بندی کردن

Beispiele

  • Sie leben hier seit Jahrhunderten ''isoliert'' von der Außenwelt.آن‌ها قرن‌هاست که اینجا جدا از دنیای بیرون زندگی می‌کنند.
  • Müller ''isolierte'' das Virus zuerst aus Schweineleber.مولر ابتدا ویروس را از کبد خوک جدا کرد.
  • Das Kabel ist gut ''isoliert.کابل به خوبی عایق‌بندی شده است.
  • Die Häuser aus der Nachkriegszeit sind schlecht ''isoliert'' (eigentlich 'schlecht gedämmt').خانه‌های دوران پس از جنگ به خوبی عایق‌بندی نشده‌اند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را از محیط اطرافش جدا کردن تا از تأثیرات خارجی محافظت شود یا ارتباطش قطع شود؛ عایق بندی کردن.

  • Man muss das Kabel gut isolieren.باید کابل را خوب عایق بندی کرد.
  • Das Haus ist gut gegen Kälte isoliert.خانه به خوبی در برابر سرما عایق بندی شده است.
2 Akkusativ

کسی را از دیگران جدا کردن یا ارتباطش را با جامعه قطع کردن.

  • Der Patient wurde isoliert, um eine Ansteckung zu vermeiden.بیمار ایزوله شد تا از سرایت بیماری جلوگیری شود.
  • Sie fühlte sich von ihren Kollegen isoliert.او احساس می‌کرد از همکارانش جدا افتاده است.