anessen
گاز زدن/شروع به خوردن، (sich anessen) سیر و خسته شدن از یک غذا
Bedeutungen
1
Akkusativ
شروع به خوردن چیزی کردن یا تکهای از غذا را گاز زدن بدون تمام کردن آن
- Er hat den Apfel nur angegessen und dann liegen gelassen.او فقط یک گاز به سیب زد و بعد آن را رها کرد.
2
sich + an + Dativ
آنقدر یک نوع غذا را خوردن که دیگر میل و اشتها نسبت به آن از دست برود
- Ich habe mich an den Süßigkeiten völlig angegessen.من دیگر از خوردن این شیرینیها سیر و دلزده شدهام.