jäh
ناگهانی، تند، پرتگاهی، ناگهانی
Bedeutungen
1
بسیار ناگهانی و غیرمنتظره؛ رخ دادن در لحظه.
- Der Wagen machte eine jäh Wendung.ماشین یک گردش ناگهانی انجام داد.
- Mit jähem Schreck sah er den Abgrund.با وحشتی ناگهانی، او پرتگاه را دید.
- Die Musik änderte sich jäher als erwartet.موسیقی ناگهانیتر از حد انتظار تغییر کرد.
2
دارای شیب بسیار تند و خطرناک؛ مانند لبه پرتگاه.
- Der Pfad führte über eine jäh abfallende Felswand.مسیر از روی یک صخره با شیب تند و ناگهانی میگذشت.
- Vorsicht, der Hang ist hier sehr jäh!مراقب باش، شیب اینجا خیلی تند است!
- Er stürzte von der jäh Klippe.او از صخره پرتگاهی سقوط کرد.
3
تند و ناگهانی در رفتار یا خلق و خو؛ دمدمی مزاج.
- Er ist für seine jähe Launen bekannt.او به خلق و خوی ناگهانیاش معروف است.
- Ihre Antwort war jäh und unfreundlich.پاسخ او تند و غیردوستانه بود.
- Er wurde jäher wütend, ohne ersichtlichen Grund.او بدون دلیل مشخصی ناگهان عصبانی شد.