jährig

Aussprache: /ˈjɛːrɪç/
Worttrennung: jäh·rig
صفت

ساله، یک ساله، سالانه

Bedeutungen

1

اشاره به سن یا مدت زمان بر حسب سال.

  • Das Kind ist jetzt drei Jahre alt und somit dreijährig.کودک اکنون سه ساله است و بنابراین سه سال دارد.
  • Wir planen eine jährliche Konferenz für unsere Mitarbeiter.ما یک کنفرانس سالانه برای کارکنان خود برنامه‌ریزی می‌کنیم.
  • Die einjährige Ausbildung muss erfolgreich abgeschlossen werden.دوره آموزشی یک ساله باید با موفقیت به پایان برسد.
2

گیاهانی که چرخه زندگی خود را در یک سال (یک‌ساله) یا چند سال (چندساله) کامل می‌کنند.

  • Tomaten sind einjährige Pflanzen, die im Sommer Früchte tragen.گوجه فرنگی گیاهی یک‌ساله است که در تابستان میوه می‌دهد.
  • Manche Blumen sind nur einjährig und müssen jedes Jahr neu gepflanzt werden.برخی گل‌ها فقط یک‌ساله هستند و باید هر سال دوباره کاشته شوند.
  • Die zweijährige Pflanze blüht erst im zweiten Jahr.گیاه دو ساله فقط در سال دوم گل می‌دهد.