jährlich
سالانه، هر سال
Bedeutungen
1
یک بار در سال اتفاق میافتد یا انجام میشود؛ مربوط به هر سال.
- Wir haben einen jährlichen Familientreffen im Sommer.ما یک گردهمایی خانوادگی سالانه در تابستان داریم.
- Die Firma veröffentlicht ihren jährlichen Geschäftsbericht.شرکت گزارش تجاری سالانه خود را منتشر میکند.
- Die jährliche Steuererklärung muss bis Ende Mai eingereicht werden.اظهارنامه مالیاتی سالانه باید تا پایان ماه مه ارائه شود.