jämmerlich
رقتانگیز، اسفناک، بسیار بد
Bedeutungen
1
بسیار بد، ناگوار، یا ناراحتکننده؛ اغلب به وضعیتی اشاره دارد که باعث ترحم یا تأسف میشود.
- Die Bedingungen in der Fabrik waren jämmerlich.شرایط در کارخانه رقتانگیز بود.
- Er lebte unter jämmerlichen Umständen.او در شرایط اسفناکی زندگی میکرد.
- Das Ergebnis des Spiels war jämmerlich für unsere Mannschaft.نتیجه بازی برای تیم ما بسیار بد بود.
2
بسیار ضعیف یا بیکیفیت؛ غیرقابل قبول.
- Seine Leistung war jämmerlich und wurde von allen kritisiert.عملکرد او بسیار ضعیف بود و توسط همه مورد انتقاد قرار گرفت.
- Die Qualität des Essens war jämmerlich.کیفیت غذا افتضاح بود.
- Er gab eine jämmerliche Entschuldigung ab.او عذرخواهی ناچیزی ارائه داد.