jämmerlich

Aussprache: /ˈjɛmɐlɪç/
Worttrennung: jäm·mer·lich
صفت

رقت‌انگیز، اسفناک، بسیار بد

Bedeutungen

1

بسیار بد، ناگوار، یا ناراحت‌کننده؛ اغلب به وضعیتی اشاره دارد که باعث ترحم یا تأسف می‌شود.

  • Die Bedingungen in der Fabrik waren jämmerlich.شرایط در کارخانه رقت‌انگیز بود.
  • Er lebte unter jämmerlichen Umständen.او در شرایط اسفناکی زندگی می‌کرد.
  • Das Ergebnis des Spiels war jämmerlich für unsere Mannschaft.نتیجه بازی برای تیم ما بسیار بد بود.
2

بسیار ضعیف یا بی‌کیفیت؛ غیرقابل قبول.

  • Seine Leistung war jämmerlich und wurde von allen kritisiert.عملکرد او بسیار ضعیف بود و توسط همه مورد انتقاد قرار گرفت.
  • Die Qualität des Essens war jämmerlich.کیفیت غذا افتضاح بود.
  • Er gab eine jämmerliche Entschuldigung ab.او عذرخواهی ناچیزی ارائه داد.