jagdgerecht

Aussprache: /ˈjaːktɡəˌʁɛçt/
Worttrennung: jagd·ge·recht
صفت

مطابق با اصول شکار، ماهر در شکار

Bedeutungen

1

کسی که در هنر شکار مهارت دارد یا مطابق با قوانین و اصول شکار عمل می‌کند.

  • Der erfahrene Jäger war sehr jagdgerecht.شکارچی باتجربه بسیار ماهر در شکار بود.
  • Seine jagdgerechte Vorgehensweise minimierte das Leid des Tieres.روش شکار او مطابق با اصول، رنج حیوان را به حداقل رساند.
  • Nur ein jagdgerechter Schuss kann das Tier schnell erlegen.فقط یک شلیک ماهرانه مطابق با اصول شکار می‌تواند حیوان را به سرعت از پا درآورد.