zujagen
تعقیب کردن (با سرعت)، به سمت چیزی دویدن
Beispiele
- Die Hunde ''jagen'' die Rehe der Schlucht ''zu''.سگها گوزنها را به سمت دره تعقیب میکنند.
- In wildem Spiel ''jagten'' die Kinder dem Walde ''zu''.بچهها در بازیای پرشور به سمت جنگل میدویدند.
Bedeutungen
1
Dativ (zu + Dativ)
با سرعت زیاد به سمت کسی یا چیزی حرکت کردن، معمولاً به صورت ناگهانی یا با هدف خاص.
- Der Hund jagte dem Ball zu.سگ به سمت توپ دوید.
- Ein Auto jagte dem anderen Wagen zu und verursachte einen Unfall.یک ماشین به سمت ماشین دیگر با سرعت رفت و باعث تصادف شد.