nachjagen
دنبال کردن، تعقیب کردن (با سرعت زیاد)، پیگیری کردن (هدف)
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem / einer Sache)
به دنبال کسی یا چیزی دویدن یا رفتن با هدف گرفتن یا رسیدن به آن؛ تعقیب کردن.
- Die Hunde jagten dem Ball nach.سگها به دنبال توپ دویدند.
- Er jagte dem flüchtigen Dieb nach.او سارق فراری را تعقیب کرد.
2
Dativ (jemandem / einer Sache)
مجازاً: به دنبال چیزی (مثل شهرت، ثروت، خوشبختی) بودن و تلاش برای دستیابی به آن.
- Viele Menschen jagen dem Glück nach, ohne es zu finden.بسیاری از مردم به دنبال خوشبختی میدوند بدون اینکه آن را بیابند.
- Er jagt nur dem Geld nach.او فقط به دنبال پول است.