nachjagen

Aussprache: /ˈnaːxˌjaːɡn̩/
Worttrennung: nach·ja·gen
فعل

دنبال کردن، تعقیب کردن (با سرعت زیاد)، پیگیری کردن (هدف)

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem / einer Sache)

به دنبال کسی یا چیزی دویدن یا رفتن با هدف گرفتن یا رسیدن به آن؛ تعقیب کردن.

  • Die Hunde jagten dem Ball nach.سگ‌ها به دنبال توپ دویدند.
  • Er jagte dem flüchtigen Dieb nach.او سارق فراری را تعقیب کرد.
2 Dativ (jemandem / einer Sache)

مجازاً: به دنبال چیزی (مثل شهرت، ثروت، خوشبختی) بودن و تلاش برای دستیابی به آن.

  • Viele Menschen jagen dem Glück nach, ohne es zu finden.بسیاری از مردم به دنبال خوشبختی می‌دوند بدون اینکه آن را بیابند.
  • Er jagt nur dem Geld nach.او فقط به دنبال پول است.