wegjagen
دور کردن، راندن، فراری دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas wegjagen)
کسی یا حیوانی را با تعقیب، تهدید یا ایجاد ترس از جایی دور کردن یا فراری دادن.
- Der Hund jagte die Katze vom Grundstück weg.سگ گربه را از ملک دور کرد و فراری داد.
- Wir mussten die lästigen Touristen vom Strand wegjagen.ما مجبور بودیم گردشگران مزاحم را از ساحل دور کنیم.
2
Akkusativ (jemanden / etwas wegjagen)
به صورت مجازی، کسی را از یک موقعیت، شغل یا مکان به زور، با ایجاد شرایط نامطلوب یا با اخراج دور کردن یا بیرون کردن.
- Der Chef jagte den unproduktiven Mitarbeiter weg.رئیس کارمند غیرمولد را اخراج کرد و بیرون انداخت.
- Sie wurde aus dem Verein wegen ihres Verhaltens weggejagt.او به دلیل رفتارش از انجمن اخراج شد.