wegjagen

Aussprache: /ˈvɛkˌjaːɡn̩/
Worttrennung: weg·ja·gen
فعل

دور کردن، راندن، فراری دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas wegjagen)

کسی یا حیوانی را با تعقیب، تهدید یا ایجاد ترس از جایی دور کردن یا فراری دادن.

  • Der Hund jagte die Katze vom Grundstück weg.سگ گربه را از ملک دور کرد و فراری داد.
  • Wir mussten die lästigen Touristen vom Strand wegjagen.ما مجبور بودیم گردشگران مزاحم را از ساحل دور کنیم.
2 Akkusativ (jemanden / etwas wegjagen)

به صورت مجازی، کسی را از یک موقعیت، شغل یا مکان به زور، با ایجاد شرایط نامطلوب یا با اخراج دور کردن یا بیرون کردن.

  • Der Chef jagte den unproduktiven Mitarbeiter weg.رئیس کارمند غیرمولد را اخراج کرد و بیرون انداخت.
  • Sie wurde aus dem Verein wegen ihres Verhaltens weggejagt.او به دلیل رفتارش از انجمن اخراج شد.