fortjagen
دور کردن، اخراج کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas fortjagen)
کسی یا چیزی را با زور، تهدید یا تعقیب از مکانی دور کردن یا بیرون راندن.
- Der Bauer jagte den Fuchs vom Hühnerstall fort.کشاورز روباه را از مرغدانی دور کرد.
- Die Kinder wurden vom Spielplatz fortgejagt.بچهها از زمین بازی بیرون رانده شدند.