hochjagen

Aussprache: /ˌhoːxˈjaːɡn̩/
Worttrennung: hoch·ja·gen
فعل

به سرعت بالا رفتن، با عجله بالا رفتن؛ منفجر کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas hochjagen)

چیزی یا کسی را به سمت بالا راندن، تعقیب کردن یا با عجله به سمت بالا فرستادن.

  • Der Jäger jagte das Wild den Berg hoch.شکارچی حیوان وحشی را به سمت بالای کوه تعقیب کرد.
  • Sie jagte den Ball hoch in die Luft.او توپ را به سمت بالای هوا شوت کرد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas hochjagen)

(عامیانه) چیزی را منفجر کردن، با صدا و شدت زیاد ترکاندن.

  • Die Kinder jagten Feuerwerkskörper hoch.بچه‌ها مواد آتش‌بازی را منفجر کردند.
  • Ein Blitz schlug in den Baum ein und jagte ihn hoch.صاعقه‌ای به درخت اصابت کرد و آن را منفجر نمود.