jagen

Aussprache: /ˈjaːɡn̩/
Wortzerlegung: ja·gen
فعل

شکار کردن، تعقیب کردن

Beispiele

  • Allgemein verbreitet ist die Vorstellung, dass Indianer vorwiegend Büffel ''gejagt'' hätten.این تصور که سرخپوستان عمدتاً بوفالو شکار می‌کردند، بسیار رایج است.
  • (zu veraltet "jug") Es ''jug'' ein Jäger Wild und Schwein/bei der Nacht bei Mondenschein.شکاری در شب زیر نور ماه به دنبال شکار (حیوان وحشی) بود.
  • Der Bankräuber wurde drei Stunden von der Polizei ''gejagt,'' bevor er aufgab.سارق بانک قبل از تسلیم شدن، سه ساعت توسط پلیس تعقیب شد.
  • Mit seinem neuen Sportwagen ''jagt'' er über die Autobahn.او با ماشین اسپرت جدیدش با سرعت در اتوبان می‌راند (می‌تازد).

Bedeutungen

1 Akkusativ

حیوانات وحشی را برای غذا، ورزش یا کنترل جمعیت تعقیب و صید کردن.

  • Der Jäger jagt Hirsche im Wald.شکارچی در جنگل گوزن شکار می‌کند.
  • Sie jagen Wildschweine.آنها گراز وحشی شکار می‌کنند.
2 Akkusativ / Intransitiv

کسی یا چیزی را با سرعت تعقیب کردن؛ به سرعت حرکت کردن.

  • Die Polizei jagte den Dieb durch die Stadt.پلیس دزد را در شهر تعقیب کرد.
  • Das Auto jagte über die Autobahn.ماشین با سرعت در اتوبان می‌راند.