aufjammern
ناله کردن، زاری کردن
Bedeutungen
1
intransitiv
شروع به ناله کردن یا شکایت کردن با صدای بلند.
- Als er die Rechnung sah, jammerte er sofort auf.وقتی صورتحساب را دید، بلافاصله شروع به ناله کردن کرد.
- Sie jammerte über ihr Schicksal auf.او با صدای بلند از سرنوشت خود ناله کرد.