jammerten
نالیدند، زار زدند
Bedeutungen
1
kein Akkusativ
ابراز ناراحتی، درد یا اندوه عمیق از طریق صداهای نالهمانند یا کلمات شکوه آمیز، اغلب به شکلی اغراقآمیز یا نمایشی.
- Der kranke Mann jammerte leise vor sich hin, unfähig, seine Qualen zu verbergen.مرد بیمار آهسته زیر لب ناله میکرد، قادر به پنهان کردن درد و رنج خود نبود.
- Sie jammerte über die Ungerechtigkeit des Schicksals, anstatt nach Lösungen zu suchen.او به جای جستجوی راهحل، از بیعدالتی سرنوشت شکوه میکرد.