Konjugierte Form
یاستند (صرف فعل بازی یاست)
معانی و تعاریف jassten:
- بازی کردن بازی ورق 'جاس' که در سوئیس و بخشهایی از اتریش محبوب است.
جملات نمونه برای jassten:
Wir haben gestern Abend bis spät in die Nacht gejasst.
ما دیشب تا دیروقت جاس بازی کردیم.
In der Schweiz ist Jassten ein beliebter Zeitvertreib.
در سوئیس، جاس بازی کردن یک سرگرمی محبوب است.