jauchzen

Aussprache: /ˈjaʊ̯xt͡sn̩/
Wortzerlegung: jauch·zen
فعل

از سر شادی فریاد کشیدن، هورا کشیدن، شادی کردن

Beispiele

  • Als sie den Raum betrat, ''jauchzte'' die ganze Familie.وقتی او وارد اتاق شد، تمام خانواده از شادی فریاد کشیدند و هورا کشیدند.

Bedeutungen

1 kein Objekt

با صدای بلند و با شور و شوق شادی کردن، هلهله کشیدن.

  • Die Kinder jauchzten vor Freude.بچه‌ها از خوشحالی فریاد شادی کشیدند.
  • Das Publikum jauchzte dem Sieger zu.تماشاگران برای برنده هلهله کشیدند.