jemandem Dampf machen

Aussprache: /ˈjeːmandəm ˈdampf ˈmaxn̩/
Worttrennung: je·man·dem Dampf ·ma·chen
اصطلاح

کسی را تحت فشار قرار دادن / کسی را به تکاپو انداختن

Bedeutungen

1

کسی را تحت فشار قرار دادن تا کاری را سریع‌تر یا بهتر انجام دهد؛ کسی را وادار به فعالیت یا تلاش بیشتر کردن.

  • Der Chef hat uns heute viel Dampf gemacht, weil die Deadline näher rückt.رئیس امروز به ما فشار زیادی آورد چون مهلت مقرر نزدیک است.
  • Du musst deinem Sohn mehr Dampf machen, damit er sein Zimmer aufräumt.تو باید پسرت را بیشتر به تکاپو بیندازی تا اتاقش را مرتب کند.
  • Die Lehrerin machte den Schülern Dampf, um die Hausaufgaben rechtzeitig abzugeben.معلم به دانش‌آموزان فشار آورد تا تکالیفشان را به موقع تحویل دهند.