jemandem Flötentöne beibringen

Aussprache: /ˌjeːmandəm ˈfløːtənˌtøːnə ˈbaɪ̯ˌbrɪŋən/
Worttrennung: je·man·dem ·Flö·ten·tö·ne ·bei·brin·gen
اصطلاح

به کسی درس عبرت دادن، کسی را ادب کردن، کسی را سر جایش نشاندن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای تنبیه کردن، ادب کردن یا به کسی فهماندن که نباید از حد خود تجاوز کند یا رفتار نامناسبی داشته باشد. معمولاً با قاطعیت و گاهی با تهدید همراه است. این عبارت شکل کوتاه‌تری از است.

  • Wenn du dich noch einmal so benimmst, bringe ich dir Flötentöne bei!اگر یک بار دیگر اینطور رفتار کنی، به تو درس عبرت خواهم داد!
  • Der Trainer musste den jungen Spielern Flötentöne beibringen, damit sie sich an die Regeln halten.مربی مجبور بود به بازیکنان جوان درس عبرت بدهد تا به قوانین پایبند باشند.
  • Er dachte, er könnte alles machen, aber sein Chef hat ihm schnell Flötentöne beigebracht.او فکر می‌کرد می‌تواند هر کاری بکند، اما رئیسش به سرعت او را ادب کرد.