jemandem alles aus der Nase ziehen müssen

Aussprache: /ˈjeːmandəm ˈaləs aʊ̯s deːɐ̯ ˈnaːzə ˈtsiːən ˈmʏsn̩/
Worttrennung: je·man·dem al·les aus ·der Na·se ·zie·hen ·müs·sen
اصطلاح

مجبور بودن همه چیز را از کسی به زور بیرون کشیدن

Bedeutungen

1

به معنای دشواری زیاد در گرفتن اطلاعات یا پاسخ از کسی است؛ به طوری که مجبور شوید با پرسیدن سوالات متعدد و پی‌درپی، اطلاعات را از او استخراج کنید.

  • Ich musste ihm alles aus der Nase ziehen, um die Wahrheit zu erfahren.مجبور شدم همه چیز را با زحمت از او بیرون بکشم تا حقیقت را بفهمم.
  • Sie ist sehr verschwiegen, man muss ihr wirklich alles aus der Nase ziehen.او خیلی کم حرف است، واقعاً باید همه چیز را با زحمت از او بیرون کشید.
  • Der Detektiv musste dem Zeugen alles aus der Nase ziehen.کارآگاه مجبور شد همه چیز را با زحمت از شاهد بیرون بکشد.