jemandem auf der Nase herumtanzen
سوءاستفاده کردن از مهربانی کسی، سواری دادن کسی به دیگران، حرفشنوی نداشتن از کسی
Bedeutungen
1
از مهربانی، گذشت یا ضعف کسی سوءاستفاده کردن؛ بیاحترامی کردن یا نافرمانی کردن از کسی که به شما اجازه یا فرصت داده است.
- Wenn du ihm immer alles durchgehen lässt, wird er dir bald auf der Nase herumtanzen.اگر همیشه همه چیز را به او ببخشی، او به زودی از مهربانی تو سوءاستفاده خواهد کرد.
- Die Kinder tanzen ihrer Mutter auf der Nase herum, weil sie zu nachgiebig ist.بچهها از مادرشان سواری میگیرند چون او بیش از حد سهلگیر است.
- Er hat es satt, dass seine Kollegen ihm ständig auf der Nase herumtanzen.او از اینکه همکارانش مدام از او سوءاستفاده میکنند خسته شده است.