jemandem auf die Finger klopfen
کسی را به شدت توبیخ کردن، به کسی تذکر جدی دادن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای تنبیه، سرزنش یا تذکر شدید به کسی به دلیل اشتباه، تخلف یا رفتار نادرست است. این کار معمولاً توسط فردی با مقام بالاتر یا مسئول انجام میشود.
- Der Chef musste dem neuen Mitarbeiter auf die Finger klopfen, weil er zu viele Fehler machte.رئیس مجبور شد کارمند جدید را به شدت توبیخ کند چون اشتباهات زیادی مرتکب میشد.
- Die Lehrerin klopfte den Schülern auf die Finger, die im Unterricht nicht aufpassten.معلم به دانشآموزانی که در کلاس دقت نمیکردند، تذکر جدی داد.
- Manchmal muss man den Politikern auf die Finger klopfen, damit sie ihre Versprechen einhalten.گاهی اوقات باید سیاستمداران را به شدت سرزنش کرد تا به قولهایشان عمل کنند.