jemandem auf die Sprünge helfen
به کسی کمک کردن تا شروع کند، راهنمایی کردن، یادآوری کردن
Bedeutungen
1
کمک کردن به کسی برای شروع کاری، به یاد آوردن چیزی یا فهمیدن مطلبی که در آن مشکل دارد.
- Ich konnte mich an den Namen nicht erinnern, aber mein Freund half mir auf die Sprünge.من نام را به یاد نمیآوردم، اما دوستم کمکم کرد تا به یاد بیاورم.
- Wenn du bei der Aufgabe nicht weiterkommst, helfe ich dir gerne auf die Sprünge.اگر در انجام این تکلیف پیش نمیروی، من خوشحال میشوم که راهنماییات کنم.
- Der Lehrer gab den Schülern ein paar Hinweise, um ihnen auf die Sprünge zu helfen.معلم چند سرنخ به دانشآموزان داد تا به آنها در شروع کار کمک کند.