jemandem den Garaus machen
کار کسی/چیزی را تمام کردن، نابود کردن
Bedeutungen
1
کسی یا چیزی را به طور کامل از بین بردن، نابود کردن یا شکست دادن.
- Der starke Regen hat den Ernteertrag fast vollständig den Garaus gemacht.باران شدید تقریباً به طور کامل به محصول زراعی آسیب رساند (کارش را تمام کرد).
- Der Konkurrent hat uns mit seinen niedrigen Preisen den Garaus gemacht.رقیب با قیمتهای پایینش کار ما را تمام کرد (ما را نابود کرد).
- Die Krankheit machte ihm langsam den Garaus.بیماری به آرامی او را از پا درآورد (کارش را تمام کرد).