jemandem die Flötentöne beibringen
به کسی درس عبرت دادن، کسی را ادب کردن، کسی را سر جایش نشاندن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای تنبیه کردن، ادب کردن یا به کسی فهماندن که نباید از حد خود تجاوز کند یا رفتار نامناسبی داشته باشد. معمولاً با قاطعیت و گاهی با تهدید همراه است.
- Wenn du nicht aufhörst, Unsinn zu reden, werde ich dir die Flötentöne beibringen!اگر دست از حرفهای بیهوده زدن برنداری، به تو درس عبرت خواهم داد!
- Der alte Lehrer wusste genau, wie er den unartigen Schülern die Flötentöne beibringen konnte.معلم پیر به خوبی میدانست چگونه به دانشآموزان بازیگوش درس عبرت بدهد.
- Nachdem er zu schnell gefahren war und fast einen Unfall gebaut hätte, hat ihm die Polizei die Flötentöne beigebracht.پس از اینکه او با سرعت زیاد رانندگی کرد و تقریباً تصادف کرد، پلیس او را ادب کرد.