jemandem die Luft abdrücken

Aussprache: /ˈjeːmantm̩ diː ˈlʊft ˈapˌdʁʏkn̩/
Worttrennung: je·man·dem ·die Luft ·ab·drü·cken
اصطلاح

کسی را به خاک سیاه نشاندن / عرصه را بر کسی تنگ کردن

Bedeutungen

1

شرایط را برای کسی بسیار سخت و دشوار کردن، مانع پیشرفت یا نفس کشیدن (به صورت استعاری) کسی شدن، او را در تنگنا قرار دادن.

  • Die hohen Steuern drücken den kleinen Unternehmen die Luft ab.مالیات‌های سنگین، عرصه را بر شرکت‌های کوچک تنگ کرده است.
  • Sein Chef drückte ihm ständig die Luft ab, indem er ihm keine Verantwortung gab.رئیسش با ندادن هیچ مسئولیتی به او، مدام نفسش را می‌گرفت (او را در تنگنا قرار می‌داد).
  • Die Konkurrenz drückt uns langsam die Luft ab.رقابت به تدریج نفس ما را می‌گیرد (ما را در تنگنا قرار می‌دهد).