jemandem die Ohren abkauen
با پرحرفی کسی را خسته کردن، کسی را کلافه کردن
Bedeutungen
1
کسی را با صحبت کردن زیاد و خستهکننده، کلافه و بیحوصله کردن؛ مانند اینکه کسی به گوش طرف مقابل فشار بیاورد و او را خسته کند.
- Er hat mir heute schon zum dritten Mal die Ohren abgekaut wegen des Projekts.او امروز برای سومین بار به خاطر پروژه گوشم را کر کرد.
- Wenn sie anfängt zu reden, kann sie einem die Ohren abkauen.وقتی او شروع به صحبت میکند، میتواند آدم را خسته کند.
- Ich muss jetzt gehen, sonst kaut mir mein Nachbar wieder die Ohren ab.من باید الان بروم، وگرنه همسایهام دوباره مرا با حرفهایش خسته خواهد کرد.