jemandem die Sprache rauben
زبان کسی را بند آوردن، کسی را لال کردن (از تعجب)
Bedeutungen
1
کسی را به دلیل تعجب شدید، شوک یا شگفتی، قادر به سخن گفتن نکردن. این اصطلاح بسیار شبیه به است.
- Die Nachricht von seinem plötzlichen Erfolg raubte ihr die Sprache.خبر موفقیت ناگهانیاش زبانش را بند آورد.
- Die Eleganz des Gebäudes raubte den Architekten die Sprache.ظرافت ساختمان زبان معماران را بند آورد.
- Die unerwartete Wendung der Ereignisse raubte ihm die Sprache.چرخش غیرمنتظره وقایع زبان او را بند آورد.