jemandem die Suppe versalzen

Aussprache: /ˈjeːmandəm diː ˈzʊpə fɛɐ̯ˈzalt͡sn̩/
Worttrennung: je·man·dem ·die ·Sup·pe ·ver·sa·l·zen
اصطلاح

نقشه‌های کسی را خراب کردن، مانع کار کسی شدن

Bedeutungen

1

به طور عمدی مانع موفقیت یا خوشحالی کسی شدن؛ نقشه‌ها یا برنامه‌های او را خراب کردن؛ لذت یا موفقیت را از کسی گرفتن. این عبارت شباهت زیادی به دارد.

  • Er hat uns die Suppe versalzen, indem er die letzte Eintrittskarte gekauft hat.او با خریدن آخرین بلیط، مانع ما شد.
  • Ich will dir nicht die Suppe versalzen, aber du solltest vorsichtiger sein.نمی‌خواهم نقشه‌هایت را خراب کنم، اما باید محتاط‌تر باشی.
  • Ihre unerwartete Ankunft hat uns die Suppe versalzen und die Überraschung ruiniert.ورود غیرمنتظره او نقشه‌های ما را خراب کرد و غافلگیری را از بین برد.