jemandem durch die Lappen gehen
از دست کسی در رفتن، فرصتی را از دست دادن
Bedeutungen
1
به معنای از دست دادن یک فرصت خوب، یا اینکه کسی یا چیزی که تحت تعقیب بوده یا قرار بوده به دست آید، فرار کند یا از دسترس خارج شود.
- Der Dieb ist der Polizei durch die Lappen gegangen.سارق از دست پلیس در رفت.
- Diese einmalige Gelegenheit darf uns nicht durch die Lappen gehen.این فرصت بینظیر نباید از دست ما برود.
- Er hat versucht, den Fisch zu fangen, aber er ist ihm durch die Lappen gegangen.او سعی کرد ماهی را بگیرد، اما از دستش در رفت.