jemandem ein Ohr abreden
با پرحرفی کسی را خسته کردن، کسی را کلافه کردن
Bedeutungen
1
کسی را با صحبت کردن طولانی، مداوم و بیوقفه خسته و کلافه کردن؛ آنقدر حرف زدن که طرف مقابل دیگر تحمل شنیدن نداشته باشد.
- Hör auf, mir das Ohr abzureden! Ich muss jetzt arbeiten.بس کن، دیگر به من حرف نزن! من باید الان کار کنم.
- Der Verkäufer hat mir fast das Ohr abgeredet, bis ich das Produkt gekauft habe.فروشنده تقریباً گوشم را کر کرد تا اینکه محصول را خریدم.
- Bitte rede mir nicht das Ohr ab, ich bin müde und möchte schlafen.لطفاً مرا با حرف زدن خسته نکن، من خستهام و میخواهم بخوابم.