jemandem eins auswischen
کسی را دست انداختن، کسی را اذیت کردن، کسی را سر کار گذاشتن
Bedeutungen
1
کسی را به شکلی غیرمستقیم یا با حیلهای کوچک اذیت کردن، فریب دادن یا دست انداختن، معمولاً به قصد تفریح یا انتقام جزئی.
- Er hat versucht, seinem Kollegen eins auszuwischen, indem er dessen Stuhl weggeschoben hat.او سعی کرد با کنار کشیدن صندلی همکارش، او را سر کار بگذارد.
- Die Kinder haben der Lehrerin eins ausgewischt, indem sie heimlich die Tafel geputzt haben.بچهها با پاک کردن مخفیانه تخته سیاه، معلمشان را دست انداختند.
- Ich glaube, er will mir nur eins auswischen, weil ich die Beförderung bekommen habe.فکر میکنم او فقط میخواهد مرا اذیت کند چون من ترفیع گرفتهام.