jemandem etwas aufs Auge drücken
کاری را به کسی تحمیل کردن
Bedeutungen
1
وادار کردن کسی به پذیرش یا انجام کاری که تمایلی به آن ندارد؛ تحمیل کردن یک خواسته، نظر یا وظیفه به دیگران.
- Er versucht ständig, mir seine Meinung aufs Auge zu drücken, aber das lasse ich nicht zu.او مدام سعی میکند نظرش را به من تحمیل کند، اما من اجازه نمیدهم.
- Man sollte niemandem seine Probleme aufs Auge drücken.نباید مشکلات خود را به کسی تحمیل کرد.
- Der Verkäufer wollte mir unbedingt dieses teure Modell verkaufen und drückte es mir fast aufs Auge.فروشنده اصرار داشت که این مدل گرانقیمت را به من بفروشد و تقریباً آن را به من تحمیل کرد.