jemandem etwas aus der Nase ziehen
با زحمت چیزی را از دهان کسی بیرون کشیدن، به زور حرف از کسی گرفتن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای تلاش زیاد و دشوار برای به دست آوردن اطلاعات، پاسخ یا اعتراف از کسی است که تمایلی به صحبت کردن یا همکاری ندارد و اطلاعات را به سختی بیان میکند.
- Ich musste ihm alles aus der Nase ziehen, um herauszufinden, was passiert ist.مجبور شدم با زحمت تمام اطلاعات را از دهانش بیرون بکشم تا بفهمم چه اتفاقی افتاده است.
- Der Detektiv versuchte, dem Verdächtigen Geständnisse aus der Nase zu ziehen.کارآگاه تلاش میکرد تا اعترافاتی را به زور از دهان مظنون بیرون بکشد.
- Sie ist sehr verschwiegen, man muss ihr alles aus der Nase ziehen.او بسیار کمحرف است، باید با زحمت زیاد حرف را از دهانش بیرون کشید.