jemandem fällt ein Stein vom Herzen
خیال کسی راحت شدن، احساس سبکی کردن
Bedeutungen
1
وقتی نگرانی، اضطراب یا بار سنگینی از دوش کسی برداشته میشود و او احساس آرامش و سبکی میکند. این معمولاً پس از رفع یک مشکل یا رسیدن به یک خبر خوب اتفاق میافتد.
- Als ich hörte, dass die Prüfung bestanden war, fiel mir ein Stein vom Herzen.وقتی شنیدم که امتحان قبول شدهام، سنگینی از دلم برداشته شد.
- Nachdem er die gute Nachricht erhalten hatte, fiel ihm ein Stein vom Herzen.پس از دریافت خبر خوب، خیالش راحت شد.
- Jetzt, wo das Geld da ist, fällt mir ein Stein vom Herzen.حالا که پول رسیده است، احساس سبکی میکنم.