jemandem gegen den Strich gehen
کسی را ناراحت کردن، کسی را آزار دادن، خلاف میل کسی بودن
Bedeutungen
1
به معنای ناراحت کردن، آزار دادن یا خلاف میل و سلیقه کسی عمل کردن است. این اصطلاح زمانی به کار میرود که کاری یا حرفی باعث ناخشنودی یا عصبانیت فردی شود.
- Seine ständigen Unterbrechungen gingen mir auf die Nerven und gegen den Strich.مزاحمتهای مداوم او روی اعصابم بود و مرا ناراحت میکرد.
- Diese Art von Musik geht mir einfach gegen den Strich.این نوع موسیقی اصلاً باب طبع من نیست (مرا آزار میدهد).
- Es ging ihm gegen den Strich, dass er nicht die Wahrheit sagte.اینکه او حقیقت را نمیگفت، او را ناراحت میکرد.