jemandem geht der Hut hoch
کسی از چیزی عصبانی/خشمگین میشود؛ صبر کسی لبریز میشود
Bedeutungen
1
کسی به شدت عصبانی یا خشمگین میشود؛ صبر و تحملش تمام میشود.
- Als er die Rechnung sah, ging ihm der Hut hoch.وقتی صورتحساب را دید، از عصبانیت منفجر شد.
- Wenn du so etwas wieder sagst, geht mir der Hut hoch!اگر دوباره چنین چیزی بگویی، صبرم لبریز میشود!
- Ihr ständiges Lügen lässt mir langsam der Hut hochgehen.دروغهای دائمی او کمکم مرا به شدت عصبانی میکند.