jemandem im Nacken sitzen
دنبال کسی بودن، کسی را تحت فشار قرار دادن
Bedeutungen
1
به معنی تحت فشار قرار دادن مداوم کسی برای انجام کاری، پیگیری مصرانه یا نزدیک شدن بیش از حد به او، به طوری که احساس ناخوشایندی ایجاد کند.
- Die Deadlines sitzen mir im Nacken, ich muss endlich mit der Arbeit beginnen.ضربالاجلها به من فشار میآورند، باید بالاخره کار را شروع کنم.
- Der Chef sitzt mir wegen des Berichts ständig im Nacken.رئیس مدام به خاطر گزارش به من فشار میآورد.
- Ich fühle, wie die Zeit mir im Nacken sitzt, bald ist die Prüfung.احساس میکنم زمان به من فشار میآورد، به زودی امتحان است.