jemandem im Nacken sitzen

Aussprache: /ˈjeːmandəm ɪm ˈnakn̩ ˈzɪtsn̩/
Worttrennung: je·man·dem im Nacken ·sit·zen
اصطلاح

دنبال کسی بودن، کسی را تحت فشار قرار دادن

Bedeutungen

1

به معنی تحت فشار قرار دادن مداوم کسی برای انجام کاری، پیگیری مصرانه یا نزدیک شدن بیش از حد به او، به طوری که احساس ناخوشایندی ایجاد کند.

  • Die Deadlines sitzen mir im Nacken, ich muss endlich mit der Arbeit beginnen.ضرب‌الاجل‌ها به من فشار می‌آورند، باید بالاخره کار را شروع کنم.
  • Der Chef sitzt mir wegen des Berichts ständig im Nacken.رئیس مدام به خاطر گزارش به من فشار می‌آورد.
  • Ich fühle, wie die Zeit mir im Nacken sitzt, bald ist die Prüfung.احساس می‌کنم زمان به من فشار می‌آورد، به زودی امتحان است.