jemandem in den Kram passen
به نفع کسی بودن، به کار کسی آمدن، مطابق میل کسی بودن
Bedeutungen
1
وقوع اتفاقی یا وجود شرایطی که برای کسی مفید، مطلوب یا مطابق با منافع و خواستههای او باشد.
- Das neue Gesetz passt mir gut in den Kram, weil es meine Steuern senkt.قانون جدید کاملاً به نفع من است، چون مالیاتم را کم میکند.
- Seine plötzliche Krankheit passte dem Konkurrenten sehr in den Kram.بیماری ناگهانی او کاملاً به نفع رقیبش بود.
- Diese Gelegenheit passt ihr gerade in den Kram, da sie Geld braucht.این فرصت دقیقاً مطابق میل اوست، چون به پول نیاز دارد.