jemandem in die Karten schauen

Aussprache: /ˈjeːmandəm ɪn diː ˈkaʁtn̩ ˌʃaʊ̯ən/
Worttrennung: je·man·dem in ·die ·Kar·ten· schau·en
اصطلاح

نقشه کسی را فهمیدن/لو دادن، از قصد کسی باخبر شدن

Bedeutungen

1

به معنای فهمیدن یا پی بردن به نقشه‌ها، اهداف یا نیات پنهان کسی، اغلب قبل از اینکه آن شخص فرصت اجرای آن‌ها را داشته باشد.

  • Ich konnte ihm nicht in die Karten schauen, aber ich vermute, er plant etwas Großes.نتوانستم نقشه‌هایش را بفهمم، اما حدس می‌زنم او چیز بزرگی در سر دارد.
  • Sie hat versucht, ihm in die Karten zu schauen, um seine Überraschungsparty zu erfahren.او سعی کرد نقشه‌هایش را بفهمد تا از مهمانی غافلگیرکننده‌اش باخبر شود.
  • Der Gegner hat versucht, uns in die Karten zu schauen, aber wir haben unsere Strategie geheim gehalten.حریف سعی کرد از نقشه‌های ما باخبر شود، اما ما استراتژی خود را مخفی نگه داشتیم.