jemandem in die Suppe fallen
سرزده و ناخوانده وارد شدن (مخصوصاً هنگام غذا خوردن کسی)، مزاحم شدن
Bedeutungen
1
به طور ناگهانی و بدون دعوت وارد شدن به مکانی یا موقعیتی، به خصوص زمانی که فرد مشغول کاری است یا در حال استراحت است و باعث ایجاد مزاحمت یا اختلال میشود.
- Wir wollten gerade zu Abend essen, als meine Tante uns in die Suppe fiel.ما داشتیم شام میخوردیم که عمهام سرزده وارد شد و مزاحممان شد.
- Er kam unangemeldet und fiel uns in die Suppe, gerade als wir uns entspannen wollten.او بدون اطلاع قبلی آمد و درست زمانی که میخواستیم استراحت کنیم، مزاحممان شد.
- Bitte nicht so plötzlich hereinplatzen, du fällst uns in die Suppe!لطفاً اینقدر ناگهانی وارد نشو، مزاحم ما میشوی!